آشنایی با فراتحلیل (Meta analysis)

در اوایل قرن بیستم آماردان هایی مانند فیشر، پیرسون و کوکران روش های مقایسه داده های گردآوری شده در مطالعات مختلف را که دارای حجم نمونه و اندازه های وابسته متفاوت بودند ابداع کردند. اصطلاح فراتحلیل نخستین بار توسط گلاس در دهه 1970 وضع شد و بعد از آن توسط سایرین مانند اشمیت اوسعه و گسترش پیدا کرد.

 رایج ترین کاربرد فراتحلیل در ادبیات علوم ورزشی، تلفیق و ادغام داده های حاصل از تعداد زیادی مقالات چاپ شده توسط نویسندگان مختلف است. این قبیل مقالات در اکثر نشریات Review به چاپ می رسند. این بازنگری ها ماهیتی کیفی دارند که با مرور مقالات کمی می تواند ماهیت پدیده ای خاص را ترسیم نمایند. اکثر گزارش های چاپ شده در حوزه فراتحلیل معمولا 20 تا 30 پژوهش را بررسی که این تعداد در برخی منابع با حداقل 10 پژوهش نیز کافی است.

موفقیت فراتحلیل به مناسب بودن سوال پژوهش، صحت و دقت اطلاعات گردآوری شده، کدگذاری و تناسب شیوه های آماری بستگی دارد. بخشی از مهارت های فراتحلیل به خلاقیت و زبردستی استادانه پژوهشگر در کدگذاری متغیرهای تعدیل کننده و روش وی برای خنثی سازی و روبرو شدن با اطلاعات متغیر و بدون ثبات آماری گزارش شده در مطالعات بر می گردد.  مزیت فراتحلیل آنست که پژوهشگر را قادر می سازد تا استنباط ها و نتیجه گیری ها یی را درباره یک پدیده که مستلزم مطالعه خاص خیلی پیچیده و بغرنج است بعمل آورد. بویژه زمانی که پدیده های بین فرهنگی را بررسی می نماییم این موضوع کاملا صادق است.

اگرچه فراتحلیل خود یک مطالعه کیفی است اما مطالعات کیفی برای فراتحلیل نامناسب اند؛  چراکه بسیاری از مطالعات کمی داده های کافی را در زمانی که بخشی از پژوهش معنادار نیست گزارش نمی نمایند و نویسندگان آین مقالات با بیان این مطلب که "هیچ یک از مقایسه های دیگر به نتایج معنادار دست نیافت" به سادگی از بحث در این باره رد می شوند. برای انجام فراتحلیل معمولا به داده های زیر نیاز داریم:

  • اندازه نمونه
  • آمارهای توصیفی (حداقل میانگین و انحراف استاندارد)
  • آمارهای استنباطی (مانند f ، t ،  r)
  • هرگونه تحلیل اضافی مانند آزمون های تعقیبی در تحلیل واریانس

گیلس (1391) سه روش تجزیه و تحلیل در فراتحلیل را اینچنین می نویسد:

عوامل بحرانی (Critical Factors Approach)

ترکیب نتایج (Combining Result Approach)

بیزین (Bayesian Approach)

برای مطالعه بیشتر در این حوزه به کتاب روش تحقیق پیشرفته در روان شناسی پیشرفته نویسنده گیلس ترجمه بهرامی احسان و همکاران مراجعه نمایید؛ مقالات زیر نیز می تواند به درک بیشتر این موضوع کمک نماید:

http://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=67113

http://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=300158

http://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=308105

روش شناسی کیفی؛ چیستی ؟ چرایی؟ و چگونگی؟

اصطلاح پژوهش کیفی به چندین روش جمع آوری داده ها از قبیل پژوهش میدانی (Field Reserch)، مشاهده یا مشارکت (Participated Observation) و مصاحبه های عمیق (In Depth Interviews) اشاره دارد؛ همه این روش ها به رغم تفاوت های قابل ملاحظه بر اصل "نزدیک شدن به داده ها " (Getting Close to Data) تاکید و بر این مفهوم استوارند که تجربه بهترین راه برای درک رفتار اجتماعیست. نزدیکی به داده ها در واقع جایگزینی است برای روش های غیر منعطف کمی که پژوهشگر جنبه های تحلیل و مفهومی خود را از داده ها بدست می آورد. این نزدیک شدن به معنای تعامل با مردم مورد مطالعه، یادگیری فرهنگ، عقاید، ارزش ها، الگوهای رفتاری و زبان آنها و تلاش برای درک احساس انگیزه ها و هیجانات آنهاست.

هدف از پژوهش کیفی توصیف واقعیت های اجتماعی از دید آزمودنی است نه از دید مشاهده کننده؛ اعتقاد بر اینست که رویدادهای درونی تنها از طریق تجربه شخصی محقق در مورد اینکه زندگی خود را چگونه می بیند و تفسیر می نماید قابل درک است. بعضی از محققین کیفی معتقدند بهترین راه درک دقیق نگرش های دیگران این است که محقق تا حد امکان حداقل تئوری یا عقاید از پیش تصور شده را وارد شرایط تحقیق بنماید. در عوض رویکرد ایده آل اینست که محقق در تعامل با آزمودنی های تحقیق و شرایط زندگی آنها خود را بیامیزد و اجازه دهد آگاهی از الگوهای اجتماعی از طریق مشارکت عمیق با آزمودنی ها خود به خود پدید آید.

پژوهشگران کیفی نوعا تحقیق را در شرایط طبیعی انجام می دهند. آنها چیزی را دستکاری نمی کنند، و هیچگونه دخالتی در شرایط ایجاد نمی نمایند. بنابراین طرح تحقیق کیفی مستلزم انعطاف پذیری و تحمل در طول تحقیق است چیزی که اسمیت و گلس از ان بعنوان نقشه اجرایی یاد می نمایند.

 

 

نحوه منبع نویسی

نحوه منبع نویسی مختلف را در فایل جامع زیر به همراه مثال های متنوع دانلود نمایید:

 https://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=3&cad=rja&uact=8&ved=0ahUKEwjm6aSL_fjYAhVQhqQKHZwzDWgQFgg1MAI&url=http%3A%2F%2Fsrc.mubabol.ac.ir%2FPDF%2Frefrence-style-2011.pdf&usg=AOvVaw2M6CP8HWbWjXVnIMfnhvBf 

کدگذاری در روش پژوهش کیفی

اغلب کسانی که به روش کیفی تحقیق می کنند، دنبال فرمول ساده و کاربردی می گردند که به کمک آنها بتوانند عملیات تحقیق کیفی را به سادگی انجام بدهند. غافل از اینکه ماهیت تحقیق کیفی به گونه ای است که فرمول بردار نیست. تحقیق کیفی مثل رانندگی است تا پشت فرمان ننشینید، یاد نمی گیرید و هر چه بیشتر برانید احتمال اینکه راننده تر بشوید بیشتر است.
این یادداشت در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در باره نحوه کدگذاری محوری نوشته شده است. در این رابطه لازم است بگویم بعد از آنکه مضمون اصلی یکایک عبارات مصاحبه یا هر متن یا سند دیگری را استخراج کردید و مفاهیم اولیه خودتان را نوشتید (این کار یعنی کدگذاری باز)، نوبت به کشف مشابهت ها و تمایزات بین همین مفاهیم می رسد. به بیانی دیگر شما باید فکر کنید که کدامیک از این مفاهیم با همدیگر قرابت معنایی بیشتری دارند. لذا هر چند مفهومی را که با همدیگر نزدیکتر باشند، در یک دسته قرار می دهید و سعی می کنید برای آن مجموعه مفاهیم گزارشی شبیه داستانک بنویسید یا اصطلاحا آن مجموعه را تفسیر کنید. در حین تفسیر این مجموعه نزدیک به هم به تدریج یک مضمون کلی تر در ذهن شما شکل می گیرد که به آن مفهوم کلی که در برگیرنده مفاهیم جزیی تر است اصطلاحا مقوله می گوییم. به مجموعه عملیاتی که ما را از مفاهیم به این مقولات می رساند اصطلاحا کدگذاری محوری می گویند.
وقتی مقولات را شناسایی کردید نوبت به این می رسد که ببینید بین مقولات چه ربطی وجود دارد. آیا برخی از این مقولات با برخی دیگر رابطه جزء و کل دارند؟ یا برخی از آنها در طولی برخی دیگر قرار دارند؟ آیا می شود گفت برخی از آنها حکم بستر و زمینه ای را دارند که شرایط را برای شکل گیری برخی دیگر فراهم می کنند؟ آیا برخی از این مقولات در حکم پیامدها و آثار برخی دیگر یا عوامل پدیده آورنده آنها  نیستند؟ هر وقت به چنین رابطه ای بین مقولات رسیدید باید سعی کنید یک داستانک جدید برای ربط این مقولات بنویسید و اصطلاحا آن را تفسیر کنید. بعد از تفسیر روابط بین هر دو مقوله باید تامل کنید که آیا بین این روابط انسجام وجود دارد یا خیر. به این فرآیند می گویند کدگذاری گزینشی.
در هر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی ممکن است شما دچار تردید در راهی که قدم گذاشته اید بشوید که بسیار طبیعی است. در هر سه مرحله ممکن است به این نتیجه برسید که هنوز مفاهیم یا مقولات یا روابط برای شما روشن نیستند و باید سوالات جدید و مصاحبه ها یا مطالعات تازه ای انجام بدهید که آن هم طبیعی است. به همین دلیل است که توصیه می شود بعد از هر مصاحبه ای که انجام می دهید مراحل سه گانه کدگذاری را انجام بدهید نه اینکه مثل خیل عظیمی از دانشجویان بروید همه مصاحبه ها را انجام بدهید و برگردید و شروع به کدگذاری کنید.